تحقیق در مورد رقص و تاریخچه ی رقص
مقدمه
زمانی کریستین بوبن(ادیب فرانسوی۱۹۵۱ ..) گفته بود « ما وقتی چیزی را خوب می بینیم , که آن را از دست داده باشیم ». سخن ساده ولی بسیار عمیق است. به قول مولانا « دل نیابی جز که در دل بردگی » هنگامی آدمی متوجه می شود که دلی داشته است، که دلش را برده باشند. تا زمانی که فرهنگی با ماست، غبار عادت مانع از دیدن می شود. شیشه های کبودی که به تعبیر مولانا ، هستی را تیره و تار می کند و چه بسا باعث کژ فهمی گردد. انسان معاصر که گرفتار انواع بمباردمانهای تولید و مصرف است، چیزی را در این بین گمشده می یابد. چیزی که با همه ی تنوع در خوراک و پوشاک ، غیبت خود را خیلی شفاف می نماید. اینکه آن چیز چیست ، متکثر و فردی است و به تناسب افراد و موقعیتهای اجتماعی تفاوت پیدا می کند.
باری، سخن در مورد فرهنگ است . قطعا یکی از معانی فرهنگ، آثار ادبی، فرهنگی وهنری یک جامعه است. و در کنار آثار برجسته ادبی ، فرهنگ و ادبیاتی وجود دارد که آن را ادبیات عامه می نامند. در یک تعریف کلی ، فرهنگ، ادبیات عامه به مجموعه باورها، اعتقادات، آیین ها، رسم و رسوم، ضرب المثل، ترانه های یک قوم و یک منطقه گفته می شود. ترانه ها و آوازها نیز از اضلاع ضروری این فرهنگ است. در کنار آواها و ترانه ها ، که در مراسم عروسی بر لبهای مردم مترنم است، رقص و شادی نیز حضور دارد







































